سلام آقای اخوان ثالث!

سلام آقای اخوان ثالث!

فروردین ۱۲, ۱۳۹۲ 0 By حسن شجاعی

خیلی وقته که کوچه‌های تاریک و سرد زمستون‌ها، حرارت و سنگینی قدم‌های تو را از دست داده است. سال‌هاست که این سنگ تیپاخورده رنجور رو دستان رهگذری نامرئی به دوردست‌ها پرتاب کرده است. با این وجود، مهدی اخوان ثالث عزیز، مسیحای جوانمرد من، آیا هنوز هم هستی؟! همین سوال را سال‌ها قبل از هستی‌آفرین پرسیده بودی. آیا او هم هست؟. کاش هم تو باشی و هم هستی‌آفرین، کاش قشنگی‌های شوریده مستی چون تو را پایانی نباشد. کاش برگشتی در کار بود. آنوقت شاید حالا که زنجیرهایت سبک‌تر شده ‌است، حالا که چشم تو بیدار و چشم عالمی در خواب، می‌سرودی دوباره کتیبه‌ای نو برای رویاهای خوف و خستگی‌هامان. برای زنجیریانی که امید را چون دعایی زیر لب تکرار می‌کنند، بر‌می‌شدی از تخته‌سنگ و می‌خواندی راز زندگی را. و هیچ هم عجیب نبود اگر این‌بار نیز می‌گفتی همان!. همان تاریک ترس‌آور و بیهوده، و ما نیز همان دشنام پست آفرینش و نغمه ناجور. و شاید هم نه. این‌بار نه آنرا خلط گندیده می‌نامیدی و نه آفریننده آنرا سینه‌ای‌ بیمار. شاید هم کاملا برعکس آنرا تعبیر عاشقانه سهراب می‌خواندی. که در هر دو صورت تو همان مهدی اخوان ثالث می‌ماندی و بزرگ. هیچ‌چیز از ارزش تو کم نخواهد کرد. تو خود بارها از تضاد گفته بودی و از درستی تضادها…