دوستان دیروز


چقدر خوشحال شدم وقتی شنیدم حامد ، مدیر سخت افزار شرکت رایانه شده. پسر باهوش و مهربونی بود که از همون اول میشد فهمید تا مدیر عاملی هم می تونه پیشرفت کنه.هم کارش خوب بود و هم ارتباطاتش. و این دومی شاید همون دلیلی باشه که تا حالا دولت نتونسته به اون چیزی که حقش بوده برسه. دولت خیلی رک و بی ملاحظه است و این جور آدمها، برای قدرتمند شدن خطرناک هستند. خبیر هم به نوعی به خاطر همین ارتباطات نتونسته زیاد پیشرفت کنه.اگه قرار باشه ارتباطات رو در نظر نگیریم الان باید وارسته مسئول بایگانی می بود و خبیر مدیر اداری.نجار ولی خوب کارشو بلده.از حداقل امکانات حداکثر استفاده رو میکنه. تقریبا با هم اومده بودیم شرکت رایانه و اون پس از ۲ سال بارشو بست و رفت مدیر بخش کامپیوتر منطقه ویژه شد.
نجار،خبیر،دولت،افشین،صفوی،ناوی،…حالا که بهشون فکر می کنم می بینم چقدر جاشون توی زندگیم خالیه.این میز خالی کنار من، جای نجار بود. چقدر بهش عادت کرده بودم. اگه دست خودش بود ۱۰۰۰ کلمه در ساعت صحبت می کرد.


نوشته شده توسط حسن شجاعی در سه شنبه ۱ دی ۱۳۸۳ |

ارسال نظر