حکمت و معیشت
کتاب “حکمت و معیشت” نوشته دکتر سروش شرحی است بر نامه امام علی به امام حسن. نکته های جالبی دارد و در مواردی که به خودشناسی و انسان شناسی مربوط می شود قابل مقایسه با مطالب عنوان شده در کتاب “تفکر زائد” محمد جعفر مصفا می باشد.
مصفا در کتاب تفکر زائد، مفهومی با عنوان هویت فکری تعریف می کند. هویتی که از جانب فکر به انسان تحمیل شده است و برای او مجموعه ای از ارزش ها ساخته است. از نظر او انسان نباید در خصوص مسائل معنوی فکر کند چرا که فکر قادر به درک ماهیت چنین اموری نیست. انسان باید مطابق فطرت خود عمل کند و هر انسان رها شده از بند فکر و هویت فکری انسانی خواهد بود آنگونه که خدا خواسته است نه آنگونه که ارزش های ساخته شده بدست خود یا جامعه آنرا به ما تحمیل می کند. ببخش بدون آنکه بدلیل ارزش بخشش اینکار را انجام دهی.
مصفا اشاره صریحی به روش خودشناسی ندارد. او بدی هایی که هویت فکری برای انسان به همراه خواهد آورد را بر می شمارد و نتیجتا به این می رسد که هویت فکری عامل بدبختی انسان هاست و باید از میان برداشته شود.
سروش اما معتقد است که انسان اگر بخواهد خود را از روی خود بشناسد بعلت انواع گرفتاری ها و حجابهایی که دارد در این امر چندان توفیقی نمی یابد. آدمیان خود را بسیار دوست دارند و میان آنها و خویشتن شان انواع حجابها وجود دارد که دیدن را بسیار دشوار می کند. او معتقد است که مراجعه به تاریخ مطمئن ترین روش خودشناسی است. او به این نتیجه می رسد که انسان به گواهی تاریخ و شریعت رو به پایین و پستی دارد، یعنی اگر او را رها کنند به جای آنکه خود به خود رو به بالا بیاورد، میل به نزول دارد، مگر آنکه کسی یا الگویی یا نیرویی پیدا شود و او را به طبع خود به سوی بالا برکشد.
تفاوت این دو دیدگاه در دخالت فکر است. مصفا اعتقادی به دخالت فکر در معنویات ندارد ولی سروش برعکس معتقد است که فکر باید در بسیاری از کارها دخالت داده شود چون انسان ذاتا پلید است. انسان ترکیبی از زشتی و زیبایی است و باید خوب و بد را شناخت تا بتوان این انسان مستعد رو به پایین را، بالا کشید. به عبارت دیگر او معتقد است که هویت فکری باید وجود داشته باشد ولی از نوع اصلاح شده آن. مصفا آنگونه که در کتاب “با پیر بلخ” آورده است، لیلای گمشده انسان عاشق را فطرت می داند. او معتقد است که چون امور فطری طبیعی و واقعی هستند بنابراین مطلوب نیز می باشند. از نظر او نباید دو مفهوم خوب و بد ایجاد کرد، نباید یکسری کارها را به عنوان ارزش تعریف کرد تا در مقابل ضد ارزش شکل بگیرد. در مقابل سروش معتقد است که هر چیز طبیعی لاجرم مطلوب نیست. فطرت انسان ترکیبی از زشتی و زیبایی است و باید از بروز زشتی آن جلوگیری کرد که اینکار از طریق معرفی یکسری ارزش و در مقابل آن ضد ارزش امکان پذیر است.
- - - - -
هر چند که مطالب عنوان شده توسط مصفا شاید در بسیاری از موارد کارایی خوبی داشته باشند ولی به نظر می رسد که مطالب عنوان شده توسط این استاد روانشناس در مقابل نظرات و ادله استادی دین محور، در بسیاری از موارد کم می آورد و نمی توان به مطالب مصفا جنبه عمومی داد.
نوشته شده توسط حسن شجاعی در شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۴ |

توسط آرش در شهریور ۱۷, ۱۳۸۸ | پاسخ
سلام ببخشید Ebook این کتاب رو از کجا می شه گیر آورد. آیا آدرسی سراغ دارید تا من بتونم دانلود کنم؟
خودتون Ebook این کتاب رو ندارید؟