زندگی یک شطرنج باز
اینک این تو، مطرود و ناامید، بی هیچ چراغی باید بگذری و بگذری. کاش می توانستی چون من، به اهمیت بازی شطرنج پی ببری. آنوقت در می یافتی که زندگی چقدر شیرین است. آنوقت چون من هر روز به امید یک حرکت بهتر از خواب بر می خواستی، حرکتی به سوی پیروزی، به سوی سعادت، به سوی نور …
می خندی؟! خنده ات سرد است و بی کس.
زندگی من پر است از شور، پر است از هیجان. میدانی دیشب جالبالوف بهم زنگ زد. می دانی یعنی چی؟ جالبالوف!. اصلا باورم نمی شد. گفت که همیشه از بازی های من لذت می برده است. و من خیلی فکر کردم. فکر کردم که چرا پس هیچ وقت بهم زنگ نزده بود. چرا مرا به بقیه شطرنج بازان معرفی نکرده بود. آخه من هم تکنیک های زیادی بلدم که شاید بتونه براشون مهم باشه. به جالبالوف گفتم: باید راهی پیدا کنیم تا تکنیک ها و روش بازی ما برای تمام انسان ها باقی بمونه. ازش نظرش رو خواستم. اون خیلی خوشحال شد. تازه شندیم که کاسپارف هم به بقیه شطرنج بازها هم گفته که باید در این مورد یه کاری بکنیم. می تونی اینو درک کنی؟!. کاسپارف هم بازی های من را دنبال می کرد! و بدون اینکه من ازش بخوام، ایده من رو در انجمن شطرنج بازان جهانی مطرح کرده است. حالا تصمیم گرفتم هر روز بیشتر روی شطرنج وقت بگذارم…
می خندی؟! خنده ات سرد است و بی کس.
من می خواهم تمام دنیا تکنیک های مرا بشنوند و در موردش فکر کنند. می دونی رفیق، تو هیچ وقت معنای زندگی رو درک نخواهی کرد. شرط می بندم که هیچ وقت توی زندگیت در مورد اینکه اگه یک روز یکی از سربازهای صفحه شطرنج ات گم بشه فکر نکردی. می دونی من بارها و بارها درباره آن فکر کرده ام. می دونی به نظر من از دست دادن یک سرباز ضربه سنگینی به حساب می یاد. خدایا تو را شکر که موقعیتی برایم پیش آوردی تا به سرباز در صفحه شطرنج فکر کنم و به اهمیت آن پی ببرم.
می خندی؟! خنده ات سرد است و بی کس.
خدایا این انسان مفلوک را نجات بده و من از طرف خود برای او آرزوی شفا می کنم. آمین
می خندی؟! خنده ات سرد است و بی کس.
زندگی من پر است از شور، پر است از هیجان. میدانی دیشب جالبالوف بهم زنگ زد. می دانی یعنی چی؟ جالبالوف!. اصلا باورم نمی شد. گفت که همیشه از بازی های من لذت می برده است. و من خیلی فکر کردم. فکر کردم که چرا پس هیچ وقت بهم زنگ نزده بود. چرا مرا به بقیه شطرنج بازان معرفی نکرده بود. آخه من هم تکنیک های زیادی بلدم که شاید بتونه براشون مهم باشه. به جالبالوف گفتم: باید راهی پیدا کنیم تا تکنیک ها و روش بازی ما برای تمام انسان ها باقی بمونه. ازش نظرش رو خواستم. اون خیلی خوشحال شد. تازه شندیم که کاسپارف هم به بقیه شطرنج بازها هم گفته که باید در این مورد یه کاری بکنیم. می تونی اینو درک کنی؟!. کاسپارف هم بازی های من را دنبال می کرد! و بدون اینکه من ازش بخوام، ایده من رو در انجمن شطرنج بازان جهانی مطرح کرده است. حالا تصمیم گرفتم هر روز بیشتر روی شطرنج وقت بگذارم…
می خندی؟! خنده ات سرد است و بی کس.
من می خواهم تمام دنیا تکنیک های مرا بشنوند و در موردش فکر کنند. می دونی رفیق، تو هیچ وقت معنای زندگی رو درک نخواهی کرد. شرط می بندم که هیچ وقت توی زندگیت در مورد اینکه اگه یک روز یکی از سربازهای صفحه شطرنج ات گم بشه فکر نکردی. می دونی من بارها و بارها درباره آن فکر کرده ام. می دونی به نظر من از دست دادن یک سرباز ضربه سنگینی به حساب می یاد. خدایا تو را شکر که موقعیتی برایم پیش آوردی تا به سرباز در صفحه شطرنج فکر کنم و به اهمیت آن پی ببرم.
می خندی؟! خنده ات سرد است و بی کس.
خدایا این انسان مفلوک را نجات بده و من از طرف خود برای او آرزوی شفا می کنم. آمین
نوشته شده توسط حسن شجاعی در سه شنبه ۶ دی ۱۳۸۴ |
