بوی جوی مولیان آید همی


- چند روزی بود که نه از شب‌خوانی حاج‌اسماعیل خبری بود و نه از اذون صبحش. تازه فهمیدم که آدم دلش برای صدا هم تنگ میشه. سرشب داشتم می‌اومدم خونه که دیدم قدم‌زنان از سه‌راهی به سمت پایین می‌یاد. گفت که چند روزی رفته بوده مشهد، برای زیارت. برای طول عمرش دعا کردم. او هم برای طول عمر من دعا کرد!

- واقعا حیفه که چنین آدم هایی رو به همین راحتی اعدام کنند. صدام یک نابغه بود. ضمن اینکه به خاطر تمام قربانی هاش خوشحالم از کشته شدنش، ولی قدرت کم‌نظیر این آدم رو نمیشه تحسین نکرد.

- با وجود اینکه تا حالا حتی یکبار هم کلیسا نرفتم، ولی اصلا نمی‌ترسم. اصلا برام مهم نیست. الان تنها چیزی که برام مهمه اینه که قسط این ماشین رو چطوری باید جور کنم.


نوشته شده توسط حسن شجاعی در شنبه ۹ دی ۱۳۸۵ |

ارسال نظر