بهار، تابستان، پاییز، زمستان و باز بهار


می‌تونی حسش کنی که دوباره خیز برداشته تا خودش و آدم‌هاش رو از این سوز سرما نجات بده. روزهای بهاری خیلی‌وقته که رفته‌اند و گرمای تابستان، خشکی پاییز و حالا خنکی زمستان مژده‌ای است دوباره بر روزهای بهاری. تکرار طبیعت دوباره می‌خواد ما رو به بهار برسونه. زندگی پر شده از تکرارها. کاش همه تکرارها به کوتاهی یکساله تکرار طبیعت بود.
این‌روزها چقدر زیاد شده سایت‌هایی که همه فقط یک چیز برای گفتن دارند: مشترک گرامی، دسترسی به این سایت مجاز نمی‌باشد. شاید این سرمای زمستانه که همه رو به گوشه‌های دنج و گرم کشانده است و دور از دسترس. معلوم نیست که اگر نمی‌فهمی پس دموکراسی یعنی چی.
یاد احمد باطبی زنده میشه و اینکه چقدر زیاد شده‌اند اونهایی که هیچ‌وقت نفهمیدی که چرا؟


نوشته شده توسط حسن شجاعی در شنبه ۵ اسفند ۱۳۸۵ |

ارسال نظر