عذرخواهی انگلیسی
مرد لاغر دراز حالت مغرورانهای به خود گرفته بود و گفته بود: شرط میبندم که هیچ خبری از نامه معذرتخواهی نیست. احمدینژادی که من میشناسم بعید است یک نامه معذرتخواهی وجود داشته باشد و او در آن بیانیهای که برای آزادی ملوانان خواند، به آن اشاره نکند. به خاطر همین، به محض اینکه در جواب آن خبرنگار گفت که انگلیسیها در نامهای که فرستادهاند معذرتخواهی کردهاند، من فوری فهمیدم که دوباره احمدینژاد جوگیر شد و یک دروغ کوچهبازاریِ دیگری گفت. از همان دروغهایی که بعد پشیمان میشود. اصلا با عقل هم جور در نمیآید که یک نفر اینهمه تقلا کند که نشان دهد آنها آدمهای کثیفی هستند که هیچ اعتمادی به حرفهایشان نیست و حالا که آنها منکر چنین نامهای شدهاند و سند داریم که ثابت کنیم آنها چقدر مزخرف و دروغگو هستند، انتشار نامه را مرسوم ندانیم!. احمدینژاد را تصور کنید و اینکه به خاطر مرسوم نبودن انتشار نامه، حاضر شده است از این فرصت چشم بپوشد!…
لبخند پیروزمندانهای بر چهره مرد لاغر دراز نقش میبندد و ادامه میدهد تولید صنعتی سوخت هستهای هم مشکوک است. باید بیشتر فکر کنم!
نوشته شده توسط حسن شجاعی در چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۶ |
