سهراب سپهری عزیز!
حالا دیگر حتما خواسته یا ناخواسته، راز گل سرخ را به تو فهماندهاند و رسیدهای به جایی که باید رسید. به جایی که میتوان بند کفشها را به انگشتهای نرم فراغت گشود و ساده و بیخیال، به سبک و سیاق خودت پاها را دراز کرد و نشست. تو حالا بیشتر از هرچیز به یک نگاه تبدیل شدهای. به همان چیزی که از نظر تو همه چیز بود؛ عدم مقاومت در مقابل دنیا؛ بدون خوب و بد کردن؛ بدون تفسیر و بدون تفکر موروثی. آیا هنوز هم دچاری؟ دچار آن رگ پنهان رنگها. یا دیگر فاصلهای نیست که عشقی باشد. گفته بودی که عشق صدای فاصلههاست و ابهامی که این فاصلهها به همراه دارد.
سهراب سپهری عزیز! اینجا هنوز در غروب یک روز تعطیل آدمها دلتنگ میشوند؛ پسربچهها به دیوار دبستان سنگ پرتاب میکنند؛ بزرگترها برای رسیدن به موفقیت دست و پا میزنند؛ روی سقف هیچ اتوبوسی کفتری نمینشیند؛ گیاهان خواهش، با حرارت از زمین میرویند و پس از مدتی میتوانی مرگ را در ساقه آنها ببینی که آهسته و آرام و طبیعی خودش را نشان میدهد؛ درختان، عادت سبز خود را ترک نکردهاند و گاهگاهی میتوانی گدایی ببینی که دربدر آواز چکاوک میخواهد و آن حسرت همیشگی پایدار:
چرخ گاری در حسرت واماندن اسب،
اسب درحسرت خوابیدن گاریچی،
مرد گاریچی در حسرت مرگ.
اینجا هنوز آن لبخند پنهان، بر همه چیز سایه افکنده است و ما هنوز شراب مینوشیم و در بعدازظهر یک روز ابری، یک سایه راه میرویم.
نوشته شده توسط حسن شجاعی در شنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۷ |

توسط حسین اشوری مندی در آذر ۲۷, ۱۳۸۷ | پاسخ
بسیار خرسند از بلند اوازه شدن نام مند وگنابادگناباد زعفران اشوری مندی ت۷۲۲۲۲۲۹ ف۷۲۲۰۰۳۵
توسط حسین اشوری مندی در دی ۴, ۱۳۸۷ | پاسخ
شایدانروز که سهراب نوشت تا شقایق باشد زندگی باید کرد خبری ازدل پردرد من ویاس نداشت باید اینگونه نوشت جه شقایق باشد جه گل ختمی ویاس زندگی بایدکردزندگی اجباریست
توسط حسین اشوری مندی در بهمن ۱۰, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام حسن اقا وبلاگی دربلاگفا به ادرس wwwgoonabadsaffron.blogfa.com خوشحال میشوم دربازسازیش منو کمک کنید تشکرمیکنم کلمه عبور۳۳۳۳۳۳۳شب بخیر